تبليغاتX
کلمات قصار
جملاتی از بزرگان

((دلی از سنگ می خواهد))

خروش و خشم توفان است و، دريا،

به هم مي كوبد امواج رها را .

دلي از سنگ مي خواهد، نشستن،

تماشاي هلاك موج ها را!

 

******************

 

((احساس))

 

نشسته ماه بر گردونه عاج .

به گردون مي رود فرياد امواج .

چراغي داشتم، كردند خاموش،

خروشي داشتم، كردند تاراج ...

 

*********************

 

((چشم به راه))

 

 

لب دريا، سحر گاهان و باران،

هوا، رنگ غم چشم انتظاران،

نمي پيچد صداي گرم خورشيد،

نمي تابد چراغ چشم ياران !

 

 

******************

 

((بغض))

 

در اين جهان لا يتناهي،

آيا، به بيگناهي ماهي،

- ( بغضم نمي گذارد، تا حرف خويش را

از تنگناي سينه بر آرم ! )

گر اين تپنده در قفس پنجه هاي تو،

اين قلب بر جهنده،

آه، اين هنوز زنده لرزنده،

اينجا، كنار تابه !

در كام تان گواراست ؛

حرفي دگر ندارم ! ...

 

 

((فریدون مشیری))

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 خرداد1385ساعت 10:50 بعد از ظهر  توسط سرور  | 

               آيا شيطان وجود دارد؟ آيا خدا شيطان را خلق کرد؟

 


استاد دانشگاه با اين سوال ها شاگردانش را به چالش ذهني کشاند.
آيا خدا هر چيزي که وجود دارد را خلق کرد؟
شاگردي با قاطعيت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"
استاد پرسيد: "آيا خدا همه چيز را خلق کرد؟"
شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"
استاد گفت: "اگر خدا همه چيز را خلق کرد, پس او شيطان را نيز خلق کرد. چون شيطان نيز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمايانگر ماست , خدا نيز شيطان است"
شاگرد آرام نشست و پاسخي نداد. استاد با رضايت از خودش خيال کرد بار ديگر توانست ثابت کند که عقيده به مذهب افسانه و خرافه اي بيش نيست.
شاگرد ديگري دستش را بلند کرد و گفت: "استاد ميتوانم از شما سوالي بپرسم؟"
استاد پاسخ داد: "البته"
شاگرد ايستاد و پرسيد: "استاد, سرما وجود دارد؟"
استاد پاسخ داد: "اين چه سوالي است البته که وجود دارد. آيا تا کنون حسش نکرده اي؟ "
شاگردان به سوال مرد جوان خنديدند.
مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فيزيک چيزي که ما از آن به سرما ياد مي کنيم در حقيقت نبودگرماست. هر موجود يا شي را ميتوان مطالعه و آزمايش کرد وقتيکه انرژي داشته باشد يا آنرا انتقال دهد. و گرما چيزي است که باعث ميشود بدن يا هر شي انرژي را انتقال دهد يا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460-( F نبود کامل گرماست. تمام مواد در اين درجه بدون حيات و بازده ميشوند. سرما وجود ندارد. اين کلمه را بشر براي اينکه از نبودن گرما توصيفي داشته باشد خلق کرد."
شاگرد ادامه داد: "استاد تاريکي وجود دارد؟"
استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"
شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کرديد آقا! تاريک هم وجود ندارد. تاريکي در حقيقت نبودن نور است. نور چيزي است که ميتوان آنرا مطالعه و آزمايش کرد. اما تاريکي را نميتوان. در واقع با استفاده از قانون نيوتن ميتوان نور را به رنگهاي مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمي توانيد تاريکي را اندازه بگيريد. يک پرتو بسيار کوچک نور دنيايي از تاريکي را مي شکند و آنرا روشن مي سازد. شما چطور مي توانيد تعيين کنيد که يک فضاي به خصوص چه ميزان تاريکي دارد؟ تنها کاري که مي کنيد اين است که ميزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگيريد. درست است؟ تاريکي واژه اي است که بشر براي توصيف زماني که نور وجود ندارد بکار ببرد."
در آخر مرد جوان از استاد پرسيد: "آقا, شيطان وجود دارد؟"
زياد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز مي بينيم. او هر روز در مثال هايي از رفتارهاي غير انساني بشر به همنوع خود ديده ميشود. او در جنايتها و خشونت هاي بي شماري که در سراسر دنيا اتفاق مي افتد وجود دارد. اينها نمايانگر هيچ چيزي به جز شيطان نيست."
و آن شاگرد پاسخ داد: "شيطان وجود ندارد آقا. يا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شيطان را به سادگي ميتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاريکي و سرما. کلمه اي که بشر خلق کرد تا توصيفي از نبود خدا داشته باشد. خدا شيطان را خلق نکرد. شيطان نتيجه آن چيزي است که وقتي بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبيند. مثل سرما که وقتي اثري از گرما نيست خود به خود مي آيد و تاريک که در نبود نور مي آيد.

نام آن مرد جوان: آلبرت انيشتن

 

+ نوشته شده در  شنبه 13 خرداد1385ساعت 10:22 بعد از ظهر  توسط سرور  | 

آِيا  شما هم از ان دسته از افراد هستيد كه در زمينه شغلي يا با برنامه ريزي كارهاي خود مشكل داريد اگر اين طور است من به شما عزيزان تو صيه مي كنم جملات زير را به دقت بخونيد ضرري نداره

 

 

1) آينده نه بهتر خواهد بود و نه بدتر، تنها متفاوت خواهد بود.

 

2) ايده هاي قوي دزديده نمي شوند.

 

3) اگرانساني بداند قدرتي که در اختيار دارد موقتي است و اين مرحله را طي کند، هميشه موفق خواهد بود. اما وقتي تصور کند که خودش سرچشمه قدرت است، اين باعث  فساد  خواهد بود. 

 

4) اگر مي خواهيد واقعا موفق باشيد، براي به دست آوردن دانشي که فاکتورهاي منحصر به فرد شما را گسترش مي دهد سرمايه گذاري کنيد. وقتي اين دانش را دريافته و روي آن تمرکز کنيد، موفقيت قطعي خواهد بود.

 

 

5)از اينکه بيشترين تلاشهايتان را براي کارهايي که به نظر کوچک مي آيند صرف کنيد نترسيد. هر بار يکي از اين کارها را انجام مي دهيد، به اندازه تلاشتان قوي خواهد شد. اگر کارهاي کوچک را خوب انجام دهيد، کارهاي بزرگ هم به خوبي پيش خواهند رفت. 

 

6)ارزش انسانها از تعداد کارهايي که تمام و کامل مي کنند مشخص مي شود، نه کارهايي که شروع ميکنند. 

 

 

7)امن ترين اصل زندگي اين است: به جاي اصلاح ديگران خود را تکامل ببخشيد. 

 

8) اگر پول تنها آرمان شما براي استقلال است، هرگز آن را بدست نمي آوريد. تنها امنيت واقعي که انسان مي تواند در اين دنيا داشته باشد، داشتن دانش، تجربه و توانايي است

 

 

9) انگيزه باعث شروع مي شود و عادت شما را به ادامه راه وا مي دارد

 

10)اصول بدون برنامه ريزي بسيار بي مزه هستند.

 

11) اگر بتوانم در ذهنم تجسم کنم، و قلبا بدان باور داشته باشم، مي توانم بدان دست يابم

 

12) اگر در زندگي دنبال امنيت هستيد، معلوم است که ديگر علاقه اي به رشد نداريد. 

 

13) اصل بدون نقص بودن مي گويد))هر کاري را براي اولين بار انجام مي دهي آن را درست انجام بده((. 

 

14) از نشانه هاي انسانهاي  بزرگ آن است که روي افرادي که ملاقات مي کنند ، تاثير بلند مدت مي گذارند

 

 

15) اگر من يک ايده خوب داشته باشم و تو هم يکي، و اين ايده ها را به هم بدهيم: آن وقت هر دوي ما دو ايده خوب داريم. اما اگر من يک سکه داشته باشم و تو هم يك و سکه ها   را به هم بدهيم: باز هم هر کدام تنها يک سکه خواهيم داشت.

 

 

16) اشتباه شخص در آن است که فکر کند براي شخص ديگري کار مي کند.

 

17) اگر بخواهيم در يک کلمه مدير خوب را توصيف کنم، مي گويم بهترين مدير کسي است که تصميم مي گيرد

 

18) براي آدمهاي خوشبين تمام درها دستگيره و کليد دارند، براي بدبين ها همه درها فقل و زنجير. 

 

19) برو جلو ... سرت را بالا بگير! 

 

20) بهترين را دشمن بهتر نکنيد.

 

 

21) بيشتر از آنچه مي توانيد بجويد گاز بزنيد، بعد آن را بجويد. بيشتر از توانتان برنامه ريزي کنيد، بعد برنامه را عملي سازيد.

 

22) به ندرت پيش مي آيد در کاري موفق شويد، مگر آنکه از انجامش لذت ببريد. 

 

23) بردن همه چيز نيست- اما تلاش کردن براي بردن همه چيز است.

 

24) براي انجام کارهاي ساده بايد خيلي زرنگ بود.

 

25) براي بي نظير بودن بيش از يک راه وجود دارد.

 

26) براي برنده بودن تند بدويد و سبک بار باشيد

 

27) تشويق پس از انتقاد مثل آفتاب پس از دوش آب سرد است. 

 

28) تواضع يعني تخمين درستي از خود در دست داشته باشيم.

 

29) تمام پيشرفت ها نتيجه اعمال افرادي بوده که تصميمات نه چندان محبوب و عادي مي گيرند.

 

30) ترجيح مي دهم قول نداده عمل کنم تا اينکه قول بدهم و عمل نکنم.

 

31) تامل و تعلل مي گويد((از فرصت بعدي به خوبي استفاده خواهم کرد.))

 

32) ترس هايتان را براي خود نگه داريد، اما شجاعت هايتان را با ديگران قسمت کنيد. 

 

33) تنها ده درصد مردم از هر دو طرف مغز خود به طور يکسان استفاده مي کنند. اکثر افراد بيشتر از قسمت چپ مغز که مربوط به منطق است استفاده مي برند و ا زظرفيت هاي بالقوه قسمت راست مغز که مرکز خلاقيت است استفاده نمي کنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 خرداد1385ساعت 8:29 بعد از ظهر  توسط سرور  | 

((((((((((  چندراز موفقيت   )))))))))))

 

از مخالفت نترسيد بادبادک وقتی می تواند بالا برود که با باد

 

مخالف مواجه شود .

 

افتادن در گل و لای ننگ نيست ننگ آن است که در همان جا

 

بماند.

 

زندگی چون درختی است تناور با چتری افشان که برگهايش به

 

آفتاب عشق جويبار همدردی و هوای صداقت نياز دارد.

 

کسانی در کارها موفق شدند که کمتر از خود تعريف شنيده اند.

 

 

هميشه هر چيزی را که دوست داری به دست نمی آوريم پس

 

بياييد آنچه را که به دست می آوريم دوست بداريم.

 

اگر باور کنيم که جاودانه نيستيم قدر يکديگر را می فهميم و

 

باعث آزار کسی نمی شويم .

 

هيچ وقت برای چيزی که نداريد ناراحت نشويد بلکه به خاطر

 

آنچه که داريد شاد باشيد .

 

 

مواظب باشيد حقيقت را لابه لای آرزوهای خود گم نکنيد .

 

 

يافتن دوستان خوب سخت است سخت تر از آن ترک آنهاست

 

فراموش کردنشان غير ممکن است .

 

 

انسانهای کوچک راجع به گذشته انسانهای بزرگ در مورد آينده

 

و انسانهای ضعيف در مورد ديگران صحبت می کنند .

 

 

راستی و حقيقت پيشه ايست که هرگز ورشکستگی به دنبال

 

ندارد .

 

ادب خرجی ندارد ولی همه چيز را می تواند خريداری کند .

 

محبت به هر کس بايد به اندازه فهم او باشد .

 

فاصله تابش خود را بر ديگران تنظيم کن خداوند خورشيد را در

 

جايی نهاد که گرم کند ولی نسوزاند .

 

 

 

اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است

 

محبتشان نسبت به يکديگر نامحدود می شود.

 

هر چه جزيره دانش انسان وسيع تر می شود  ساحل شگفتی های

 

او طولانی تر می گردد.

 

راه مبارزه با بديها در اين دنيا فقط آن نيست که در باره ديگران

 

به قضاوت بنشينيم بلکه بايد در باره خود قضاوت کنيم .

 

 

فرصت چيزی است اگر زياد به دنبالش بگرديد از دست می رود

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 خرداد1385ساعت 10:32 بعد از ظهر  توسط سرور  |