|
|
|
|
|
در باز !!!؟؟ پادشاهي مي خواست نخست وزيرش را انتخاب كند. چهار انديشمند بزرگ كشور فراخوانده شدند.
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 30 خرداد1387ساعت 0:54 قبل از ظهر توسط سرور
|
|
||
|
|
|
|
|
((دل شکسته))
دخترجواني از مکزيک براي يک مأموريت اداري چندماهه به آرژانتين منتقل شد.
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه 25 خرداد1387ساعت 10:28 بعد از ظهر توسط سرور
|
|
||
|
|
|
|
|
مرگ همكار !
يک روز وقتى کارمندان به اداره رسيدند، اطلاعيه بزرگى را در تابلوى اعلانات ديدند که روى آن نوشته شده بودديروز فردى که مانع پيشرفت شما در اين اداره بود درگذشت. شما را به شرکت در مراسم تشييع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مىشود دعوت مىکنيم. در ابتدا، همه از دريافت خبر مرگ يکى از همکارانشان ناراحت مىشدند اما پس از مدتى، کنجکاو مىشدند که بدانند کسى که مانع پيشرفت آنها در اداره مىشده که بوده است. کارمندان در صفى قرار گرفتند و يکى يکى نزديک تابوت مىرفتند و وقتى به درون تابوت نگاه مىکردند ناگهان خشکشان مىزد و زبانشان بند مىآمد. تنها يک نفر وجود دارد که مىتواند مانع رشد شما شود و او هم کسى نيست جز خود شما. شما تنها کسى هستيد که مىتوانيد زندگىتان را متحوّل کنيد. شما تنها کسى هستيد که مىتوانيد بر روى شادىها، تصورات و موفقيتهايتان اثر گذار باشيد. شما تنها کسى هستيد که مىتوانيد به خودتان کمک کنيد. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 15 خرداد1387ساعت 10:30 قبل از ظهر توسط سرور
|
|
||